<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بهبود مدیریت</title>
    <link>https://www.behboodmodiriat.ir/</link>
    <description>بهبود مدیریت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>صنعت، موتور بهره‌وری اقتصاد ایران در پرتو تحریم</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_245363.html</link>
      <description>تحریم‌های اقتصادی در دهه اخیر به یکی از تعیین‌کننده‌ترین محدودیت‌های بیرونی اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند. با این حال، شدت و کانال‌های اثرگذاری آن‌ها بر بهره‌وری کل عوامل تولید به‌طور دقیق شناسایی نشده است. این پژوهش با اتخاذ رویکرد تاریخی-تحلیلی، به بررسی نحوه اثرگذاری تحریم‌ها بر بهره‌وری اقتصاد ایران و شناسایی نقش واسطه‌گری بخش‌های اقتصادی می‌پردازد. پژوهش از داده‌های سری زمانی سالانه دوره 2011&amp;amp;ndash;2022 استفاده می‌کند که شامل سه فاز متوالی تشدید تحریم، رفع نسبی و بازگشت شدید تحریم است. شدت تحریم با شاخص ترکیبی سنجیده شده و رابطه آن با بهره‌وری کل و بهره‌وری بخشی (نفت، صنعت، کشاورزی) از طریق تحلیل‌های همبستگی، رگرسیون تک‌متغیره و چندمتغیره، و تحلیل روند بررسی شده است. رویکرد تاریخی امکان شناسایی الگوهای پویای سازگاری اقتصادی در سه دوره متمایز را فراهم می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد تحریم به‌طور مستقیم تنها 3/0 درصد واریانس بهره‌وری کل را توضیح می‌دهد. با این حال، 91 درصد اثر آن به‌طور غیرمستقیم و از طریق بخش‌ها منتقل می‌شود، که در این میان بخش صنعت به‌تنهایی بیش از 90 درصد واریانس بهره‌وری کل اقتصاد را توضیح می‌دهد. این بخش در دوره تحریم مجدد، علیرغم تشدید فشار خارجی، از میانگین منفی به مثبت گذر کرده است. بخش نفت آسیب‌پذیرترین و کشاورزی تاب‌آورترین بخش‌ها هستند. تحلیل روند هشدار می‌دهد بهره‌وری کل اقتصاد در 2024 به اوج خود رسیده و بدون تحول ساختاری، از 2031 به سمت مقادیر منفی حرکت خواهد کرد. نتایج بر ضرورت تمرکز سیاست‌گذاری بر ارتقای بهره‌وری صنعتی، صنعتی‌سازی کشاورزی و گذار از تاب‌آوری واکنشی به توسعه ساختاری تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی سیاست‌های تکمیل زنجیره ارزش متانول در ایران: تحلیل مضمون اسناد بالادستی با رویکرد اقتصاد مقاومتی</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_245389.html</link>
      <description>صنعت پتروشیمی ایران با وجود ظرفیت بالای تولید متانول، همچنان در الگوی خام‌فروشی گرفتار است. پژوهش حاضر با هدف طراحی راهکارهای سیاستی برای تکمیل زنجیره ارزش متانول در چارچوب اقتصاد مقاومتی و اسناد بالادستی انجام شده است. با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون و انجام ۱۶ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان صنعت نفت و پتروشیمی و بررسی ۲۱ سند بالادستی، مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج و در قالب شبکه مضامین تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد شکاف اصلی نه در فقدان اسناد بالادستی، بلکه در ضعف انسجام نهادی، نبود سازوکارهای اجرایی منسجم، چالش‌های تأمین مالی، محدودیت‌های فناوری و نبود نظام انگیزشی هم‌راستا با توسعه پایین‌دستی است. بر این اساس، مهم‌ترین راهکار سیاستی پیشنهادی، &amp;amp;laquo;مشروط‌سازی تخفیف خوراک گاز به توسعه زنجیره پایین‌دستی&amp;amp;raquo; است که در کنار سایر راهکارها در چهار محور حکمرانی و هدایت سرمایه‌گذاری، اصلاح نظام مشوق‌ها و تأمین مالی، توسعه فناوری و زیرساخت و توسعه بازار و صادرات فرآورده‌ها تدوین و اولویت‌بندی شد. نتایج نشان می‌دهد تحقق عملی اقتصاد مقاومتی در صنعت پتروشیمی، مستلزم عبور از رویکرد صرفاً تولیدمحور به رویکردی ارزش‌افزوده‌محور و سیاست‌محور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری تفسیری موانع و پیشران‌های تجاری‌سازی فناوری در شرکت‌های نوپا (مطالعه شرکت‌های نوپای پارک علم و فناوری بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران)</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_245559.html</link>
      <description>شرکت‌های نوپا برای بقا و ادامه حیات در دنیای کسب‌وکار، نیازمند سودآوری و کسب منافع اقتصادی ازطریق تجاری‌سازی موفق محصولات یا خدمات خود هستند. ازطرفی، موضوع تجاری‌سازی که موجب شکست و حذف بسیاری از نوآفرین‌ها شده، خود به مجموعه‌ای از عوامل بازدارنده و پیشران وابسته است. بنابراین، هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ساختاری موانع و پیشران‌های تجاری‌سازی در شرکت‌های نوپا با رویکردی نظام‌مند است. برای تحقق هدف پژوهش، ابتدا با مرور نظام‌مند پیشینه پژوهش و مطالعات کتابخانه‌ای، اقدام به شناسایی عوامل موثر بر تجاری‌سازی فناوری در شرکت‌های نوپا شد، و سپس این عوامل با تایید خبرگان در دو دسته‌ی موانع و پیشران‌ها دسته‌بندی شدند. در گام بعد با استفاده از رویکرد مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) تلاش شد تا رابطه مولفه‌ها از حیث اثرگذاری روی یکدیگر، تحلیل شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که براساس میزان نفوذ و وابستگی عوامل، مانع &amp;amp;laquo;اتلاف زمان&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغیر وابسته، مانع &amp;amp;laquo;پیچیدگی فناوری&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغیر مستقل و سایر موانع و پیشران‌ها (مانند منابع مالی، ریسک‌گریزی، نیروی انسانی توانمند، سرعت تجاری‌سازی، نمونه اولیه، شهرت، مشروعیت شرکت، شبکه و...) به‌عنوان متغیر پیوندی مشخص شدند؛ و هیچکدام از عوامل در دسته متغیرهای خودمختار قرار نگرفتند. همچنین نتایج نشان می‌دهد که تجاری‌سازی موفق نوپاها، مستلزم توجه به عوامل ریشه‌ای و پایه‌ای‌تر مانند سرمایه‌گذاری، کمبود مشروعیت، اتلاف زمان، ریسک‌گریزی، شهرت، سرعت تجاری‌سازی و شبکه‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شکل‌گیری و توسعه زیست‌بوم های نوآوری شرکتی در ایران؛ چرایی، چیستی و چگونگی</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_247533.html</link>
      <description>طی سال‌های اخیر مفهوم زیست‌بوم نوآوری شرکتی به‌عنوان یک معماری هدفمند برای توسعه درونزای نوآوری و همچنین تعامل نظام‌مند با بازیگران بیرونی شامل استارتاپ‌ها، دانشگاه‌ها، سرمایه‌گذاران و نهادهای واسط مطرح شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، از طریق مصاحبه با مدیران نوآوری پنج شرکت بزرگ ایرانی و خبرگان این حوزه، ابعاد کلیدی توسعه این زیست‌بوم شامل ضرورت‌ها، مؤلفه‌ها، سازوکارها، موانع و نقش دولت را واکاوی کرده است. یافته‌ها حاکی از آن است که توسعه زیست‌بوم نوآوری شرکتی فرایندی تدریجی و زمینه‌مند است که نیازمند هم‌ترازی با راهبرد و سطح بلوغ سازمان، نهادینه‌سازی ساختارهای اختصاصی و چابک، و تحول فرهنگی برای پذیرش نوآوری باز است. در سطح بنگاه، سازوکارهایی مانند ایجاد مراکز نوآوری، دیپلمات‌های نوآوری، سرمایه‌گذاری جسورانه شرکتی و مدل‌های همکاری با دانشگاه و شرکت‌های دانش‌بنیان، در صورت پیوند با زنجیره ارزش و نیازهای فناورانه، به خلق ارزش ملموس منجر می‌شوند. مهم‌ترین چالش‌ها عبارت‌اند از: نارسایی‌های حکمرانی و بی‌ثباتی سیاستی، مقاومت فرهنگی درون‌سازمانی، ضعف ظرفیت جذب و کمبود مهارت‌های تخصصی، فقدان اعتماد و سرمایه اجتماعی، و وابستگی به حمایت‌های دولتی. در سطح کلان، نقش دولت نه به‌عنوان حامی مستقیم، بلکه تسهیل‌گر و زمینه‌ساز نهادی از طریق اصلاح و اجرای باثبات قوانین، ایجاد مشوق‌های هوشمند مالی و مالیاتی، تقویت نهادهای خصوصی و توسعه زیرساخت‌های هم‌افزایی تعریف می‌شود. در مجموع، گذار از نوآوری بسته به نوآوری باز و طراحی هم‌زمان سیاست‌های کلان و راهبردهای بنگاهی متناسب با زمینه، برای توسعه موفق زیست‌بوم‌های نوآوری شرکتی در ایران ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر بلوغ دیجیتال و هوشمندی رقابتی بر تاب‌آوری صادراتی با نقش میانجی ظرفیت جذب و چابکی استراتژیک (صادرکنندگان تجهیزات صنعتی)</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_246269.html</link>
      <description>بازار جهانی امروز با نوسانات و فشارهای رقابتی شدید روبه‌روست و شرکت‌ها برای حفظ جایگاه خود نیازمند تاب‌آوری و توانایی سازگاری سریع هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر بلوغ دیجیتال و هوشمندی رقابتی بر تاب‌آوری صادراتی در صنایع تجهیزات صنعتی ایران، با تأکید بر نقش میانجی ظرفیت جذب و چابکی استراتژیک بود. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند از ۱۲۶ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات صنعتی با سابقه صادرات در پنج سال اخیر جمع‌آوری شد و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید.نتایج نشان داد که تأثیر مستقیم بلوغ دیجیتال بر تاب‌آوری صادراتی معنادار نیست، اما این رابطه از طریق متغیرهای میانجی ظرفیت جذب و چابکی استراتژیک برقرار می‌شود. در مقابل، هوشمندی رقابتی هم به‌صورت مستقیم و هم غیرمستقیم بر تاب‌آوری اثرگذار بود. مدل نهایی تحقیق بر اهمیت تلفیق قابلیت‌های فناورانه و دانشی در مواجهه با بحران‌ها تأکید دارد. در زمینه پرریسک و متغیر ایران، تاب‌آوری صادراتی تنها زمانی پایدار خواهدبود که سرمایه‌گذاری در بلوغ دیجیتال با تقویت زیرساخت‌های نرم، مانند یادگیری سازمانی و تحلیل محیطی، همراه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل بهبود عملکرد واحدهای خدمات غذایی سریع در محیط عدم قطعیت با تأکید بر دلالت‌های سیاستگذاری صنعتی</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_247846.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش، ارائه یک مدل تلفیقی برای شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر عملکرد واحدهای خدمات غذایی سریع و ارزیابی کارایی آن‌ها در شرایط عدم قطعیت است؛ به‌گونه‌ای که نتایج آن بتواند علاوه بر پشتیبانی از تصمیمات مدیریتی، مبنایی برای تدوین و بهبود سیاست‌های صنعتی در صنعت خدمات غذایی نیز فراهم آورد.روش: ابتدا 48 عامل مؤثر بر عملکرد از طریق مرور ادبیات و نظر خبرگان شناسایی شد که با روش دلفی فازی، غربالگری و 18 عامل کلیدی انتخاب گردید. روابط ساختاری و سلسله‌مراتبی عوامل با مدل‌سازی ساختاری تفسیری و میزان نفوذ و وابستگی آن‌ها با تحلیل MICMAC بررسی شد. این عوامل به‌عنوان ورودی مدل تحلیل پوششی داده‌های تصادفی دو مرحله‌ای به‌کار گرفته شده و کارایی 400 واحد ارزیابی شد.یافته‌ها: نشان داد که تقویت عوامل مدیریتی، توسعه زیرساخت‌ها و بهبود سیاست‌های حمایتی، نقش مؤثری در ارتقای عملکرد واحدها در شرایط عدم قطعیت دارد. همچنین، نتایج بیانگر آن است که سیاست‌های صنعتی مرتبط با توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای، حمایت از سرمایه‌گذاری، تسهیل محیط کسب‌وکار و تقویت زنجیره تأمین می‌توانند نقش مؤثری در بهبود عملکرد و افزایش تاب‌آوری واحدهای خدمات غذایی سریع ایفا کنند.نتیجه‌گیری: علاوه بر کاربرد مدیریتی، یافته‌های پژوهش دارای دلالت‌های مهمی برای سیاست‌گذاری صنعتی است و می‌تواند مبنایی برای تدوین سیاست‌های مبتنی بر شواهد در زمینه تخصیص هدفمند منابع، توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای، حمایت از تحول دیجیتال، تقویت زنجیره تأمین، بهبود محیط کسب‌وکار و ارتقای بهره‌وری، تاب‌آوری و رقابت‌پذیری صنعت خدمات غذایی سریع باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دولت در موفقیت تولید بدون کارخانه در شرکتهای کوچک و متوسط با رویکرد تولید ابری</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_247847.html</link>
      <description>بنگاه‌های کوچک و متوسط به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد ایران، با محدودیت‌های شدید منابع مالی، فناوری و زیرساختی مواجه‌اند و در رقابت جهانی، نیازمند مدل‌های نوین تولیدی هستند. مدل &amp;amp;laquo;تولید بدون کارخانه&amp;amp;raquo; با بهره‌گیری از فناوری تولید ابری، می‌تواند امکان اشتراک‌گذاری هوشمند منابع تولیدی (از طراحی تا حمل‌ونقل) را بدون نیاز به مالکیت کارخانه فراهم ‌کند. این پژوهش با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و بهره‌گیری از دلفی فازی و دیمتل فازی ، ابتدا ۸ بعد و ۳۳ شاخص کلیدی آمادگی را برای بنگاه‌های کوچک و متوسط ارائه‌دهنده سرویس در تولید ابری شناسایی و اعتبارسنجی می‌نماید. سپس با تحلیل روابط علّی-معلولی، نشان داده است که حمایت دولت (شامل سیاست‌گذاری، مقررات مالکیت معنوی، تسهیلات مالی و زیرساخت‌های ابری ملی) تأثیرگذارترین عوامل بر موفقیت این مدل است. این پژوهش با ارائه مدل ارزیابی آمادگی ۳۳ شاخصی، راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران، مدیران شرکت‌های کوچک و متوسط و اپراتورهای پلتفرم‌های ابری فراهم می‌آورد. نتایج حاصله نقش کلیدی دولت را در تدوین قوانین و مقررات حمایتی به‌منظور حمایت از ارائه خدمات ابری و بدون کارخانه، پلتفرم‌های تولید ابری و استفاده از خدمات تولیدی در بنگاه‌های کوچک و متوسط در بستر ابر را مشخص می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای شناسایی، اولویت‌بندی و ارزیابی فناوری‌های نوظهور در راستای اهداف سیاست‌گذاری صنعتی ایران</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_248113.html</link>
      <description>پیشرفت صنعتی هدفمند در عصر فناوری‌های نوظهور مستلزم همگرایی سیاست‌های صنعتی و توسعه فناوری است. از طرفی بررسی اهداف توسعه صنعتی در حال حاضر با خلأ نگاشت فناورانه همراه بوده و فرآیند کاربست و اولویت‌گذاری فناوری‌های نوظهور به‌صورت روشمند در اهداف توسعه صنعتی، به‌عنوان یکی از خلأهای اساسی در سیاست‌گذاری صنعتی قلمداد می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به چالش جدایی سیاست‌ها و خلأ اولویت‌بندی فناوری‌های نوظهور در اهداف سیاست‌گذاری صنعتی ایران، چارچوبی جامع برای شناسایی، رتبه‌بندی و ارزیابی فناوری‌ها ارائه می‌دهد. در این مطالعه، 151 فناوری نوظهور از 9 مؤسسه بین‌المللی معتبر استخراج و در 14 کلان حوزه فناورانه دسته‌بندی شدند. سپس با تعیین 23 شاخص اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، محیط‌زیستی و سیاستی و استفاده از روش تصمیم‌گیری چندشاخصه تاپسیس، فناوری‌های نوظهور احصا شده متناسب با زیست بوم صنعت ایران رتبه بندی شدند. اعتبارسنجی نتایج توسط گروه کانونی 6 خبره حوزه سیاست‌گذاری فناوری و آینده‌پژوهی انجام گرفت تا انسجام تحلیلی و روایی پژوهش تضمین شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که فناوری‌های انرژی‌های تجدیدپذیر، پرینت سه‌بعدی و هوش مصنوعی بیشترین ظرفیت را برای ایجاد مزیت رقابتی، تقویت زیست‌بوم‌های فناورانه و تناسب بیشتری در راستای اهداف سیاست‌گذاری صنعتی ایران دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل علّی، راهبردها و پیامدهای آگاهی استراتژیک در صنعت پتروشیمی</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_248114.html</link>
      <description>امروزه سازمان‌ها در محیطی پیچیده و نامطمئن فعالیت می‌کنند که بقا و رقابت‌پذیریشان را به چالش کشیده است. این وضعیت در خصوص صنعت پتروشیمی ایران که با چالش‌های فناورانه، زیست‌محیطی و ژئوپلیتیکی روبرو است، حادتر است. در چنین شرایط پیچیده‌ای شرکت‌های فعال در این صنعت باید با داشتن آگاهی استراتژیک، تحولات محیطی را به‌موقع درک کرده و واکنش هوشمندانه از خود نشان دهند. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد اکتشافی به دنبال شناسایی عوامل علّی، راهبردها و پیامدهای آگاهی استراتژیک در صنعت پتروشیمی است. جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های پتروشیمی فعال در ایران است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 9 نفر از مدیران ارشد و میانی با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش استراوس و کوربین انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل چالش‌های بنیادی و کلان محیطی و چالش‌های عملیاتی و رقابتی هستند. سه راهبرد شناسایی شده برای تحقق آگاهی استراتژیک عبارتند از: هوشمندسازی نظام‌مند استراتژیک، توسعه دانش و تحلیل‌گری استراتژیک و توسعه قابلیت‌های انطباق‌پذیری و فناورانه. پیامدهای این آگاهی نیز شامل توانمندسازی استراتژیک، خلق ارزش اقتصادی-عملیاتی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است. نتایج این پژوهش به مدیران صنعت پتروشیمی کمک می‌کند تا با طراحی سیستم‌های هوشمند، چارچوب‌های تحلیلی و سازوکارهای نوآورانه، در شرایط پیچیده محیطی، تصمیم‌گیری‌های استراتژیک مؤثری داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مورد پژوهی چندگانه در تحلیل نظام حکمرانی انرژی با تمرکز بر جایگاه تنظیم‌گری و ارائه توصیه‌های سیاستی</title>
      <link>https://www.behboodmodiriat.ir/article_250722.html</link>
      <description>تنظیم گری انرژی، حلقه مفقوده حکمرانی انرژی در ایران است. این فقدان باعث بروز بسیاری از مشکلات از جمله ناترازی، ناکارامدی، عدم نوسازی تجهیزات و شدت انرژی بالا شده و روند رشد و بهبود در بخش‌های مختلف انرژی را با کندی روبرو کرده است. با گذشت چندین دهه از فعالیت نهادهای تنظیم گر در کشورهای با تجربه، اکنون ارزیابی‌ها نشان از موفقیت چشمگیر حکمرانی انرژی از طریق نهادهای تنظیمگر دارد. در این مطالعه، با بررسی دو نظام حکمرانی انرژی چین و آمریکا که سابقه خوبی در تنظیم گری انرژی دارند، به موردکاوی کارکرد این مفهوم در بخش انرژی پرداخته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، کیفی بوده و از رویکرد مطالعه موردی با داده‌های حاصل از اسناد کتابخانه ای و پنل خبرگان بهره گرفته است.یافته‌ها نشان می‌دهد که نظام حکمرانی انرژی در چین و آمریکا از تفاوت‌های معناداری متناسب با زیست بوم اقتصادی و سیاسی دو کشور برخوردار است. با توجه به صبغه دولتی انرژی در چین نسبت به آمریکا و گسترش پایین رقابت در این کشور (نسبت به آمریکا)، این کشور مورد مشابه تری نسبت به زیست بوم انرژی ایران است. بر همین اساس، در ادامه پژوهش، ضمن بررسی دقیق تفاوت‌های تنظیم گری در دو نوع حکمرانی انرژی در چین و آمریکا، دستاوردهای سیاستی برای ایران (با توجه به زیرساختهای حقوقی و اجرایی تنظیم گری انرژی) ارائه شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
